عشق خودش خواهد آمد
نمی توان از آن فرار کرد
عشق خودش آهسته آهسته
و در گوشه ای می آید
و در گوشه ای از قلب مهربانت
آرام و بی صدا می نشیند
و تو متوجه اش نخواهی بود
و بعد ذره ذره در تمام جانت
میپیچد و ریشه می دواند
به طوری که بی آن نمی توانی
تنفس کنی
نظرات شما عزیزان:

به تمام دلایلی که نیستی …
و به اجبار آروم می گیرم …
چه اجبار تلخی …
وقتی صدایش می کنی،نمی شنود...
وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند...
وقتی دوستش داری، به فکرت نیست...
اما..........
وقتی می شنود که دیگر صدایت گرفته...
وقتی می بیند که خسته در راه افتاده ای...
وقتی به فکرت هست که دیگر نیستی...
سلام مرسی که نظردادین لینک کردم لینک کنید با اسم
ミ★ミ ミ★ミ کلبه تنهایی ミ★ミミ★ミ amirali
بازم سربزن خوشحال میشم ؛منتظرحضورگرمتون دروبم هستم؛
وقــتـی می رود …
و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت …
و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت کــنی
که هــرشـب
بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می کـــرد.